من هستم
مسیر آرامش
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 توسط سحر
برنامه طناب زدن برای لاغری

هفته شدت پرش در دقیقه تمرین ( ۳۰ دقیقه)
۱ ۶۰ ۱ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۲ ۶۰ ۱.۵ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۳ ۶۰ ۲ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۴ ۷۰ ۲.۵ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۵ ۸۰ ۳ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۶ ۹۰ ۳.۵ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۷ ۹۰ ۴ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۸ ۹۰ ۴ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت

قبل از شروع تمرینات حتما" بدن را با حرکات کششی و نرمشی گرم کنید، و بعد از پایان آن، بدن را با دویدن آهسته و حرکات کششی سرد کنید.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط سحر

سلام بر ماه مبارک رمضان

نگارش در تاريخ شنبه هفتم تیر 1393 توسط سحر
سلام...

دیشب بابایی اصرار داشت بریم رستوران تماشا تو میلاد نور

اما من قبول نکردم و اخرش سر از بام تهران دراوردیم

کلی پیاده روی کردیم البته اگه پرنسس خسته نمی شد بیشتر هم راه می رفتیم

ساعت یک و نیم شب برگشتیم خونه

حالا از صب که پاشدم کلی ضعف دارم و بی حالم. پ.ر.ی.و.د هم هستم امروز

دیگه بدتر شده حالم

عشقم بابایی تا فهمید حال ندارم مرخصی ساعتی گرفت و

با غذای حاضری اومد خونه

خودش می دونه که وقتی مریض میشم و کلا حال ندارم

باید بیاد و پیشم باشه و بغلم کنه. چی کار کنم لوسم دیگه.

پدرم و بابایی نقش بزرگی تو لوس شدنم داشتن.

الان بهترم. وضع ورزش و خورد و خوراک هم خوب است به لطف خدا.

کلا این روزام برای پرنسس می گذره.

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 توسط سحر
سه روزه دارم خونه تکونی انجام می دم

هنوز یه مقدارش مونده . با این که کلی خسته ام اما پر از ارامششم.

هر وقت که خونمونو تمیز می کنم و دوروبرم برق می زنه کیف می کنم

وای خدا جونم همه ی خونه ی پر از تمیزی و ارامشه

دیوارا، مبلا، کابینت ها، کف خونه، پرده ها، درها، جاکفشی، راه پله و... کلی تمیز شدن و منم

پرنسسم واکسن زده و درد داره البته بهتر از دیروزه

کارایی که دارم در ادامه ی ساعات امروز:

تدارک شام،

ورزش،

دوش گرفتن،

برنامه ریزی برای غذا خوردنم،

برنامه ریزی برای ماه رمضان( مسائل دینی، تهیه لیست غذا برای افطار و سحری، مهمانی افطار و...)

برنامه ریزی برای درس اگه بشه.

وقتی صبح ها زود از خواب پا میشم

و وقتی وقتم کمتر برای تلویزیون و تلفن زدن صرف میشه

موفق ترم و به کارام بیشتر می رسم.

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 توسط سحر
تولدم........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393 توسط سحر
مامان بزرگ عزیزم. عشقِ تمام روزها و لحظه های گذشته ام

یادت را در سالروز پروازت از این کره ی خاکی، گرامی می دارم.

نه سال است که ندیدمت نه سال است که حسرت اغوشت به جان و تنم است

اما چاره ای ندارم. همیشه می ترسم که به تو فکر کنم.

چون هر دفعه که به یادت می افتم گریه مریضم می کند.

مامان بزرگ نفس کم می اورم وقتی از تو می نویسم

و بغض امانم نمی دهد.

دوستت دارم تا ابدِ زندگی.بوس

نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 توسط سحر
از فردا این برنامه ی طناب زدن رو اجرا می کنم

باید یه چیزه دیگه هم بهش اضافه کنم:

قورباغه ام را همان اول صبح قورت بدم.

اما قبل از ورزش می خوام صبحونه بخورم اونم توش می خوام پروتئین باشه

و هم این که یک ساعت قبل از ورزشم باشه

چون اخرین تحقیقات نشون میده که ورزش با شکم خالی جواب نمی ده.

موفقیت ارزومه.

چند وقت دیگه کلاسام شروع میشه:

می خوام سبک تر باشم.

چند وقت دیگه مهمونی های دوره ای اون وریا شروع میشه:

می خوام لاغر تر باشم.

چند وقت دیگه خواهرم یه مراسم داره خیلیا توشن مخصوصا بعضیا

می خوام شیک باشم اونم مستلزمه رو فرم تر بودنه.

چند وقت دیگه اونی که مد نظرمه میاد ایران من می خوام:

این دفعه که می بینتم خیلی بهتر باشم و ازش سرتر..........