من هستم
مسیر آرامش
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۳ توسط سحر
برنامه طناب زدن برای لاغری

هفته شدت پرش در دقیقه تمرین ( ۳۰ دقیقه)
۱ ۶۰ ۱ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۲ ۶۰ ۱.۵ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۳ ۶۰ ۲ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۴ ۷۰ ۲.۵ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۵ ۸۰ ۳ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۶ ۹۰ ۳.۵ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۷ ۹۰ ۴ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت
۸ ۹۰ ۴ دقیقه فعالیت، ۳۰ ثانیه استراحت

قبل از شروع تمرینات حتما" بدن را با حرکات کششی و نرمشی گرم کنید، و بعد از پایان آن، بدن را با دویدن آهسته و حرکات کششی سرد کنید.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ توسط سحر
دوستانم سلام

چقدر وبلاگستان سوت و کوره!؟

 

نگارش در تاريخ جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ توسط سحر
یا صاحب الزمان دلم برایتان تنگ شده است....

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی..........................

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ توسط سحر
 

روزهام داره می گذره و کلی هم درگیری خوب و بد باهاش هست

پرنسسم داره می ره مدرسه یه مدرسه ی معمولی

بدک هم درس نمی خونه اما بیشتر پدرش باهاش کار می کنه.

درگیر درس هستم و تازه می خوام فاز درسیم رو هم عوض کنم.

به امید خدای بزرگ.

این روزا ذهنم خیلی درگیره..............

پاسخ:

مانا جان امیدوارم که بهتر بشی. اما عزیزم لیپولیز اونقد عوارض نداره که تو نوشتی

شاید زیادی حساس شدی.

البته اگه شکمت بزرگ بوده دکتر نباید تو رو لیپو می کرده

چون اب میاره شکم. در این خصوص وبلاگ" من اینطوری لاغر میشم" رو بخون

ضعف هم بله میاره این عمل. باید تو خودت رو تقویت کنی

تا کم خون هم نشی. در ضمن سوزن سوزن شدن هم

داره جای لیزر ها که می تونی با ماساژ ملایم دستت رو نواحی اون رو از بین ببری.

در انتها کبودی ها هم هست که بستگی به پوست و خاصیت پوست هر فردی داره

برای من زود کبودی از بین رفت و کبودیه خاصی نداشتم کلا خوب زخمم.

الی نازنینم :

مطلب خاصی نیست. اگه باشه تو اولین کسی هستی که من در خدمتتم نازنینم.

نگارش در تاريخ دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۳ توسط سحر

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ توسط سحر
کلي  کار دارم که بايد انجام بدم

کلي با بابايي امروز کل کل کردم و غر زدم جالبه که با هم خيلي خوبيم ها 

اما يک هويي يه چيزي پيش مياد  .. راستي قرار بود بريم همدان که نمي ريم ديگه

چون بنده کلي پاساژ گردي کردم و نتونستيم به موقع خونه برسيم و استراحت کنيم

ديگه اين که خسته شدم از دست خودم

اينجام نمي تونم حرفاي دلمو بزنم ...

نگارش در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۳ توسط سحر
ورزش ها اخر شبی همچنانادامه داره 

خيلي کيف مي کنم وقتي ورزش مي کنم.

کلي دلم لاغري مي خواد براي مهرماه .

مي خوام اين دو هفته رو برم باشگاه و يه کم هم رژيمي باشم

خدا جونم کلي به کمکت نيازمندم  .

اخه مي خوام که بهتر و بهتر بشم.